تبليغاتX
مسجد ایزدی نوغاب
 
مسجد ایزدی نوغاب
 
 
وبلاگ کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب ( نوقاب ) _ گناباد
 
 

    در روز عاشورای امسال به همت بچه های کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب گناباد نمایشگاهی فرهنگی در سالن قاسم جنب محل تعزیه خوانی نوغاب گناباد برگزار شد . که بسیار مورد توجه عزاداران ابا عبدالله قرار گرفت.

    یکی از بخش های این نمایشگاه بخش عکسهای محرم نوغاب بود که صحنه هایی از مراسم تعزیه خوانی  و نخل گردانی نوغاب به نمایش در آمده بود.این عکس ها را در وبلاگ قرار دادیم امیدواریم مورد توجه قرار بگیرد.

    شما نیز اگر عکسی از محرم نوغاب دارید و دوست دارید تا در وبلاگ به نمایش در آید می توانید آن را به آدرس ما ایمیل کنید. امیدواریم بتوانیم آرشیو جامعی از عکس های محرم نوغاب تهیه کنیم و در اختیار علاقه مندان قرار دهیم.

 

 محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی

 محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی

 محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی

 محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی

 محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی محرم نوغاب گناباد تعزیه و نخل گردانی

عکاس :آقای محسن سازور

عکس های اندازه اصلی در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:1  توسط نوغاب  | 


به نام خدا

سلام بچه ها حالتون خوبه ؟
من یکی از همشهری های شما هستم که مدتیه با کانون غدیر مسجد ایزدی آشنا شدم و تو برنامه های اون جا شرکت می کنم ؛ خاطره ها و اتفاق های جالبی برای من و بقیه بچه های کانون پیش اومده که فکر می کنم خوندنش برای شما هم جالب باشه

 

سه ماه تعطیلی ، وقتی مدرسه ها تعطیل شدند ، من با چند تا از دوستام تو کلاس های تابستونی کانون شرکت کردیم و الان به خاطر زحمت های  مربی ام و تمرین های خودم الان خیلی بهتر از قبل می تونم قرآن رو بخونم

 

راستی مگه  تابستون بدون تفریح و ورزش هم میشه ؟

ما تو کانون هم اردو رفتیم ، هم تونستیم دسته جمعی چند باری استخر بریم . جاتون خالی چون همه بچه ها  ، دوستای همشهری بودند خیلی می چسبید .فوتبال هم تا دلتون بخواد بازی کردیم .

 

 


ما تو کانون تو مسابقات زیادی شرکت کردیم مثل حفظ قرآن که جایزه هایی هم از امام جمعه شهرمون گرفتیم .

shahadat2x  

 


ما تو مسجد همیشه سعی می کنیم به بزرگتر ها احترام بگذاریم و به اون ها کمک کنیم که خدا هم از این کارمون خیلی خوشحال میشه و این کار ما رو دوست داره

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد  


ما روز عید فطر مثل خیلی از پدر و مادرها به دیدن بزرگتر ها رفتیم. مثلا رفتیم خونه پیش نماز مسجدمون که عیدی هم گرفتیم

 

 

ما تو مسجد از مجلات و کتاب هایی که بزرگتر ها برامون
جمع آوری کردند استفاده می کنیم

 بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد

 


راستی  از وقتی کلاس های کانون شروع شده همیشه مسجد پر از مکبر و موذن بوده که همگی دوستای هم هستیم

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد 

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد

راستی ما تو ماه رمضان تونستیم همگی  با هم یک دور ، همه قرآن رو بخونیم

 Jan 8, 2007


ما الان هم شب های پنج شنبه یک جلسه قرآن و دعا داریم که در ایام محرم عزاداری هم می کنیم

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد 

  


شب های قدر تو جمع های دوستانه یه چیز دیگه است .
ما بچه ها با دوستامون همه دور هم جمع بودیم .

 


بچه ها!
بزرگترای مسجد به ما قول دادن که امسال تابستون هم برای ما کلاس های تابستونی شاد و مفیدی بذارن .
ما منتظر شما هستیم هم تو مسجد هم تو کلاس ها و برنامه  هامون.

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد

بچه های مسجد ایزدی نوغاب گناباد

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 0:48  توسط نوغاب  | 

عبرت های عاشورا

ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب

 

روزی برای تمام تاریخ


اين، مظلوميت است. اين مظلوميت، به معناى كوچكى و ذلّت نيست. امام حسين عليه السّلام،
عظيمترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است؛ چون او در چنين ميدانى ايستاد و نترسيد و مجاهدت كرد. اما اين انسان بزرگ، به قدر عظمتش، مظلوميت دارد. همان‏قدر كه بزرگ است، همان قدر هم مظلوم است؛ و با غربت هم به شهادت رسيد. فرق است بين آن سرباز فداكار و انسان پرشورى كه به ميدان نبرد مى‏رود؛ مردم به نام او شعار مى‏دهند و از او تمجيد مى‏كنند؛ ميدان اطراف او را انسانهاى پرشورى مثل خود او گرفته‏اند؛ مى‏داند كه اگر مجروح يا شهيد شود، مردم با او چگونه با شور برخورد خواهند كرد، و آن انسانى كه در چنان غربتى، در چنان ظلمتى، تنها، بدون ياور، بدون هيچ‏گونه اميد كمكى از طرف مردم، با وسعت تبليغات دشمن، مى‏ايستد و مبارزه مى‏كند و تن به قضاى الهى مى‏سپارد و آماده كشته شدن در راه خدا مى‏شود. عظمت شهداى كربلا به اين است! يعنى براى احساس تكليف، كه همان جهاد در راه خدا و دين بود، از عظمت دشمن نترسيدند؛ از تنهايى خود، احساس وحشت نكردند؛ كم بودن عدّه خود را مجوزّى براى گريختن از مقابل دشمن قرار ندادند. اين است كه يك آدم را، يك رهبر را، يك ملت را عظمت مى‏بخشد: نترسيدن از عظمت پوشالى دشمن.
خطاست اگر كسى خيال كند كه امام حسين عليه السّلام، شكست خورد. كشته شدن، شكست خوردن نيست. در جبهه جنگ آن كس كه كشته مى‏شود شكست نخورده است. آن كس كه به هدف خود نمى‏رسد، شكست خورده است. هدف دشمنان امام حسين عليه السّلام، اين بود كه اسلام و يادگارهاى نبوّت را از زمين براندازند. اينها شكست خوردند. چون اين‏طور نشد. هدف امام حسين عليه‏السّلام اين بود كه در برنامه يكپارچه دشمنان اسلام، كه همه‏جا را به رنگ دلخواه خودشان در آورده بودند يا قصد داشتند درآوردند، رخنه ايجاد شود؛ اسلام و نداى مظلوميت و حقانيّت آن در همه جا سر داده شود و بالأخره دشمن اسلام، مغلوب شود. و اين، شد. هم در كوتاه مدّت امام حسين عليه‏السّلام پيروز شد و هم در بلند مدّت. در كوتاه مدّت به اين ترتيب كه، خودِ اين قيام و شهادت مظلومانه و اسارت خاندان آن بزرگوار، نظام حكومت بنى‏اميّه را متزلزل كرد.
روزگارى در مسجد و معبر جامعه اسلامى، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پيغمبر با آن لحن و آن نَفَس، آيات خدا را بر مردم مى‏خواند و مردم را موعظه مى‏كرد وآنها را در جاده هدايت با سرعت پيش مى‏برد. ولى چه شد كه همين جامعه، همين كشور و همين شهرها، كارشان به جايى رسد و آن‏قدر از اسلام دور شدند كه كسى مثل يزيد برآنها حكومت مى‏كرد؟! وضعى پيش آمد كه كسى مثل حسين بن‏على عليه‏السّلام، ديد كه چاره‏اى جزاين فداكارى عظيم ندارد! اگر بيمارى‏اى وجود دارد كه مى‏تواند جامعه‏اى را كه در رأسش كسانى مثل پيغمبراسلام و اميرالمؤمنين عليهما السّلام بوده‏اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعيت برساند، اين بيمارى، بيمارى خطرناكى است و ما هم بايد از آن بترسيم. عبرت، اين‏جاست! ما بايد آن بيمارى را بشناسيم؛ آن را يك خطر بزرگ بدانيم و از آن اجتناب كنيم.
دو عامل، عامل اصلى اين گمراهى و انحراف عمومى است: يكى دورشدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است. فراموش كردن خدا و معنويّت؛ حساب معنويّت را از زندگى جدا كردن و توجّه و ذكر و دعا و توسّل و طلب از خداى متعال و توكّل به خدا و محاسبات خدايى را از زندگى كنار گذاشتن. دوم «واتّبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانيها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در يك جمله: دنياطلبى. به فكر جمع‏آورى ثروت، جمع‏آورى‏مال و التذاذ به شهوات دنيا افتادن. اينهارا اصل دانستن و آرمانها را فراموش كردن. اين، درد اساسى وبزرگ است. ما هم ممكن است به اين درد دچار شويم. اگر در جامعه‏اسلامى، آن حالت آرمانخواهى از بين برود يا ضعيف شود؛ هر كس به فكراين باشد كه كلاهش را از معركه در ببرد و از ديگران در دنيا عقب نيفتد؛ اين‏كه «ديگرى جمع كرده است، ما هم برويم جمع كنيم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجيح دهيم»، معلوم است كه به اين درد دچار خواهيم شد.


گزیده ای از کتاب عبرت های عاشورای آیت الله خامنه ای


 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 14:33  توسط نوغاب  | 

عبرت های عاشورا

ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب

 

برخی از فعالیت های کانون غدیرمسجد ایزدی نوغاب در یک سال گذشته


1) ايجاد شوراي جوانان و برگزاري جلسات گفتگو و تصميم گيري در بهار 85 
2) ارائه ويژه نامه هاي مذهبي – فرهنگي در ماه  محرم 1384
3) ارائه ويژه نامه در شب سيزده رجب
4) ارائه ويژه نامه در مراسم تشييع  جنازه شهيد جواد ايزدي چ
5) ارائه ويژه نامه در شب نيمه شعبان
6) ایجاد وبلاگ نوغاب (www.nughab.blogfa.com)
7) افتتاح کتابخانه در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) توسط امام جمعه محترم
8) مکاتبات متعدد با ادارات مختلف گناباد ، مشهد و تهران وتامین اعتبار وامکانات از آنها
9) خريد امکانات متنوع برای کانون
10) تعمير و رنگ کاري قسمتي از مسجد جهت ايجاد مکاني براي کانون در تابستان 85
11) برگزاري جلسه قرائت قران براي نونهالان در مسجد
12) برگزاري کلاس قران در تابستان 85
13) برگزاري کلاس فوتبال در تابستان 85
14) مسابقه حفظ قران در دو مقطع زير 7 سال و زير 11 سال
15) اردوي ورزشي شنا به استخر شهيد رجايي در تابستان 85
16) اردوي زيارتي سياحتي کلاس قران به شهرستان کاشمردر شهريور ماه
17) برگزاري مراسم سوگواري شهادت حضرت زهرا (س) به مدت سه شب
18) برگزاري جشن ميلاد حضرت علي (ع) در شب سيزده رجب
19) برگزاري جلسه مشاوره براي داوطلبان کنکور با حضور مشاوران مجرب شهرستان
20) برگزاري مراسم جشن عيد مبعث
21) آذين بندي مسجد وخيابان
22) برگزاري محفل انس با قران با حضور قاريان مجرب شهرستان
23) برگزاري جشن ميلاد امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و امام سجاد (ع)
24) برگزاري جشن باشکوه نيمه شعبان
25) پذيرايي از مردم در بيرون  مسجد در شب نيمه شعبان
26) اهداي جوايز ارزنده به مکبران مسجد ، شرکت کنندگان مسابقه حفظ و برگزيدگان کلاس قران و تجليل از کساني که با کانون همکاري کردند در شب نيمه شعبان
27) دعوت از هيئت امنا هاي مساجد و هيئات مذهبي و پايگاه مقاومت امام رضا(ع) و جلسات قران جهت تشکيل ستاد برگزاري اعياد شعبانيه براي هماهنگي بيشتر در برگزاري مراسمات

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 14:33  توسط نوغاب  | 

عبرت های عاشورا

ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب

 

اینک منم میا دست های تو
گزیده ای از دعای عرفه امام حسین (ع)


آقای من ! جهل و نادانی من و عصیانی و گستاخی من ، تو را باز نداشت از این که راهنماییم کنی به سوی خود،و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی تو است .پس هر گاه که تو راخواندم ، پاسخم گفتی ؛هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی و هر زمان که شکرت را به جا آوردم ، بر نعمت هایم افزودی
من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به خاطر بسپارم ؟
پرودگار من ! به سوی که می فرستی ام ؟ به سوی آشنایان و نزدیکان ! تا از من ببرند و روی بگردانند ؛
یا به سوی غریبه ها و نامهربانان که گره در ابرو بیفکنند و مرا ازخویش برانند ؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواریم را طلب می کنند؟
من به سوی دیگران دست دراز کنم ، در حالی که خدای من تویی ؟!
ای توشه و توان سختی هایم ! ای همدم تنهایی هایم ! ای فریادرس غم و غصه هایم ! ای ولی نعمت هایم ! ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات !
تو پناهگاه منی ، وقتی راه ها ومذهب ها با همه فراخیشان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه وسعتش بر من تنگی می کند .ای زنده ! ای معنای حیات ؛ زمانی که هیچ زنده ای در وجود نبوده است .
 ای آن که با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد ! ای آن که در بیماری خواندمش و شفایم داد در جهل خواندمش وشناختم عنایت کرد . در تنهایی صدایش کردم و همدمم شد . در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند . در فقر خواستمش و غنایم بخشید ؛
... من آنم که بدی کردم ، من آنم که گناه کردم من آنم که بدی همت گماشتم من آنم که در جهالت غوطه ور شدم من آنم که غفلت کردم من آنم که پیمان بستم و شکستم من آنم که بد عهدی کردم و ... اکنون باز گشته ام . باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه .
پس تو درگذر  ای خدای من . ببخش ای آن که گناه بندگان به او زیان نمی رساند. ای آن که از طاعت خلایق بی نیاز است .
 معبود من ! اینک من پیش روی توام و در میان دست های تو . آقای من ! خواندمت پاسخم گفتی از تو خواستم، عطایم کردی به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی به تو تکیه کردم ، نجاتم دادی به تو پناه آوردم کفایتم کردی ...
خدای من ! تو چه قدر به من نزدیکی ، با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام .

ترجمه : هفته نامه همش٠هٌ جوان شماره 100

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 14:9  توسط نوغاب  | 

عبرت های عاشورا

ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب

 

لبیک یا حسین (ع)


با نهایت توان و نه به اندازه توان و استطاعت موجود ایستاده و مقاومت خواهیم کرد . ما اینجا ایستاده ایم و ندای خود را به گوش آمریکایی ها می رسانیم ؛هر چند که آمریکایی ها نمی فهمند معنی لبیک یا حسین  چیست!!!
لبیک یا حسین را بسیار از ما شنیده اند ؛
لبیک یا حسین یعنی تو در معرکه جنگ هستی ، هر چند که تو تنهایی و مردم تو را رها کرده باشند و تو را متهم و خوار شمرند
لبیک یا حسین یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در این معرکه حاضر باشی .
لبیک یا حسین یعنی مادری فرزندش را به میدان دفاع می فرستد و آنگاه که فرزندش شهید شد ،و سر بریده اش به مادر داده شد ، مادر سر را به خانه برده و خاک و خون آن را پاک کرده و به سر بگوید که از تو راضی هستم  پروردگار چهره ات را روشن بدارد ؛ همانطور که نزد فاطمه زهرا (س) مرا در قیامت رو سپید کردی ،و این یعنی لبیک یا حسین
لبیک یا حسین یعنی مادری ، همسری یا خواهری می آید تا پسر ، همسر و یا برادر خود را لباس رزم بپوشاند تا به میدان جهاد روانه کنند.
لبیک یا حسین یعنی زینب (س) به برادرش حسین (ع) جواز آرزو و شهادت را ببخشد  و این یعنی لبیک یا حسین 
و به این کلام خاتمه می دهیم تا همه بشنوند هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم
ما تنها کفن پوش نخواهیم بود بلکه ما همراه کفن اسلحه حمل  خواهیم کرد
و در آخر می گوییم لبیک یا حسین



 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 0:46  توسط نوغاب  | 
 
  بالا