|
مسجد ایزدی نوغاب
|
||
|
وبلاگ کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب ( نوقاب ) _ گناباد |
عبرت های عاشورا
ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب
روزی برای تمام تاریخ
اين، مظلوميت است. اين مظلوميت، به معناى كوچكى و ذلّت نيست. امام حسين عليه السّلام،
عظيمترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است؛ چون او در چنين ميدانى ايستاد و نترسيد و مجاهدت كرد. اما اين انسان بزرگ، به قدر عظمتش، مظلوميت دارد. همانقدر كه بزرگ است، همان قدر هم مظلوم است؛ و با غربت هم به شهادت رسيد. فرق است بين آن سرباز فداكار و انسان پرشورى كه به ميدان نبرد مىرود؛ مردم به نام او شعار مىدهند و از او تمجيد مىكنند؛ ميدان اطراف او را انسانهاى پرشورى مثل خود او گرفتهاند؛ مىداند كه اگر مجروح يا شهيد شود، مردم با او چگونه با شور برخورد خواهند كرد، و آن انسانى كه در چنان غربتى، در چنان ظلمتى، تنها، بدون ياور، بدون هيچگونه اميد كمكى از طرف مردم، با وسعت تبليغات دشمن، مىايستد و مبارزه مىكند و تن به قضاى الهى مىسپارد و آماده كشته شدن در راه خدا مىشود. عظمت شهداى كربلا به اين است! يعنى براى احساس تكليف، كه همان جهاد در راه خدا و دين بود، از عظمت دشمن نترسيدند؛ از تنهايى خود، احساس وحشت نكردند؛ كم بودن عدّه خود را مجوزّى براى گريختن از مقابل دشمن قرار ندادند. اين است كه يك آدم را، يك رهبر را، يك ملت را عظمت مىبخشد: نترسيدن از عظمت پوشالى دشمن.
خطاست اگر كسى خيال كند كه امام حسين عليه السّلام، شكست خورد. كشته شدن، شكست خوردن نيست. در جبهه جنگ آن كس كه كشته مىشود شكست نخورده است. آن كس كه به هدف خود نمىرسد، شكست خورده است. هدف دشمنان امام حسين عليه السّلام، اين بود كه اسلام و يادگارهاى نبوّت را از زمين براندازند. اينها شكست خوردند. چون اينطور نشد. هدف امام حسين عليهالسّلام اين بود كه در برنامه يكپارچه دشمنان اسلام، كه همهجا را به رنگ دلخواه خودشان در آورده بودند يا قصد داشتند درآوردند، رخنه ايجاد شود؛ اسلام و نداى مظلوميت و حقانيّت آن در همه جا سر داده شود و بالأخره دشمن اسلام، مغلوب شود. و اين، شد. هم در كوتاه مدّت امام حسين عليهالسّلام پيروز شد و هم در بلند مدّت. در كوتاه مدّت به اين ترتيب كه، خودِ اين قيام و شهادت مظلومانه و اسارت خاندان آن بزرگوار، نظام حكومت بنىاميّه را متزلزل كرد.
روزگارى در مسجد و معبر جامعه اسلامى، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پيغمبر با آن لحن و آن نَفَس، آيات خدا را بر مردم مىخواند و مردم را موعظه مىكرد وآنها را در جاده هدايت با سرعت پيش مىبرد. ولى چه شد كه همين جامعه، همين كشور و همين شهرها، كارشان به جايى رسد و آنقدر از اسلام دور شدند كه كسى مثل يزيد برآنها حكومت مىكرد؟! وضعى پيش آمد كه كسى مثل حسين بنعلى عليهالسّلام، ديد كه چارهاى جزاين فداكارى عظيم ندارد! اگر بيمارىاى وجود دارد كه مىتواند جامعهاى را كه در رأسش كسانى مثل پيغمبراسلام و اميرالمؤمنين عليهما السّلام بودهاند، در ظرف چند ده سال به آن وضعيت برساند، اين بيمارى، بيمارى خطرناكى است و ما هم بايد از آن بترسيم. عبرت، اينجاست! ما بايد آن بيمارى را بشناسيم؛ آن را يك خطر بزرگ بدانيم و از آن اجتناب كنيم.
دو عامل، عامل اصلى اين گمراهى و انحراف عمومى است: يكى دورشدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است. فراموش كردن خدا و معنويّت؛ حساب معنويّت را از زندگى جدا كردن و توجّه و ذكر و دعا و توسّل و طلب از خداى متعال و توكّل به خدا و محاسبات خدايى را از زندگى كنار گذاشتن. دوم «واتّبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانيها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در يك جمله: دنياطلبى. به فكر جمعآورى ثروت، جمعآورىمال و التذاذ به شهوات دنيا افتادن. اينهارا اصل دانستن و آرمانها را فراموش كردن. اين، درد اساسى وبزرگ است. ما هم ممكن است به اين درد دچار شويم. اگر در جامعهاسلامى، آن حالت آرمانخواهى از بين برود يا ضعيف شود؛ هر كس به فكراين باشد كه كلاهش را از معركه در ببرد و از ديگران در دنيا عقب نيفتد؛ اينكه «ديگرى جمع كرده است، ما هم برويم جمع كنيم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجيح دهيم»، معلوم است كه به اين درد دچار خواهيم شد.
گزیده ای از کتاب عبرت های عاشورای آیت الله خامنه ای
عبرت های عاشورا
ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب
اینک منم میا دست های تو
گزیده ای از دعای عرفه امام حسین (ع)
آقای من ! جهل و نادانی من و عصیانی و گستاخی من ، تو را باز نداشت از این که راهنماییم کنی به سوی خود،و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی تو است .پس هر گاه که تو راخواندم ، پاسخم گفتی ؛هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی و هر زمان که شکرت را به جا آوردم ، بر نعمت هایم افزودی
من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به خاطر بسپارم ؟
پرودگار من ! به سوی که می فرستی ام ؟ به سوی آشنایان و نزدیکان ! تا از من ببرند و روی بگردانند ؛
یا به سوی غریبه ها و نامهربانان که گره در ابرو بیفکنند و مرا ازخویش برانند ؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواریم را طلب می کنند؟
من به سوی دیگران دست دراز کنم ، در حالی که خدای من تویی ؟!
ای توشه و توان سختی هایم ! ای همدم تنهایی هایم ! ای فریادرس غم و غصه هایم ! ای ولی نعمت هایم ! ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات !
تو پناهگاه منی ، وقتی راه ها ومذهب ها با همه فراخیشان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه وسعتش بر من تنگی می کند .ای زنده ! ای معنای حیات ؛ زمانی که هیچ زنده ای در وجود نبوده است .
ای آن که با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد ! ای آن که در بیماری خواندمش و شفایم داد در جهل خواندمش وشناختم عنایت کرد . در تنهایی صدایش کردم و همدمم شد . در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند . در فقر خواستمش و غنایم بخشید ؛
... من آنم که بدی کردم ، من آنم که گناه کردم من آنم که بدی همت گماشتم من آنم که در جهالت غوطه ور شدم من آنم که غفلت کردم من آنم که پیمان بستم و شکستم من آنم که بد عهدی کردم و ... اکنون باز گشته ام . باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه .
پس تو درگذر ای خدای من . ببخش ای آن که گناه بندگان به او زیان نمی رساند. ای آن که از طاعت خلایق بی نیاز است .
معبود من ! اینک من پیش روی توام و در میان دست های تو . آقای من ! خواندمت پاسخم گفتی از تو خواستم، عطایم کردی به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی به تو تکیه کردم ، نجاتم دادی به تو پناه آوردم کفایتم کردی ...
خدای من ! تو چه قدر به من نزدیکی ، با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام .
ترجمه : هفته نامه همش٠هٌ جوان شماره 100
عبرت های عاشورا
ویژه نامه تاسوعای سال پیامبر اعظم (ص) - کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب
لبیک یا حسین (ع)
با نهایت توان و نه به اندازه توان و استطاعت موجود ایستاده و مقاومت خواهیم کرد . ما اینجا ایستاده ایم و ندای خود را به گوش آمریکایی ها می رسانیم ؛هر چند که آمریکایی ها نمی فهمند معنی لبیک یا حسین چیست!!!
لبیک یا حسین را بسیار از ما شنیده اند ؛
لبیک یا حسین یعنی تو در معرکه جنگ هستی ، هر چند که تو تنهایی و مردم تو را رها کرده باشند و تو را متهم و خوار شمرند
لبیک یا حسین یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در این معرکه حاضر باشی .
لبیک یا حسین یعنی مادری فرزندش را به میدان دفاع می فرستد و آنگاه که فرزندش شهید شد ،و سر بریده اش به مادر داده شد ، مادر سر را به خانه برده و خاک و خون آن را پاک کرده و به سر بگوید که از تو راضی هستم پروردگار چهره ات را روشن بدارد ؛ همانطور که نزد فاطمه زهرا (س) مرا در قیامت رو سپید کردی ،و این یعنی لبیک یا حسین
لبیک یا حسین یعنی مادری ، همسری یا خواهری می آید تا پسر ، همسر و یا برادر خود را لباس رزم بپوشاند تا به میدان جهاد روانه کنند.
لبیک یا حسین یعنی زینب (س) به برادرش حسین (ع) جواز آرزو و شهادت را ببخشد و این یعنی لبیک یا حسین
و به این کلام خاتمه می دهیم تا همه بشنوند هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم
ما تنها کفن پوش نخواهیم بود بلکه ما همراه کفن اسلحه حمل خواهیم کرد
و در آخر می گوییم لبیک یا حسین
نماز پدر و مادر
اين نماز براي غفران و آمرزش والدين خصوصا در شب هاي جمعه بسيار سفارش شده است .
در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه :
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
پروردگارا، روزى كه حساب برپا مىشود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى(41/ابراهيم)
و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه :
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد، و بر مردان و زنان باايمان ببخشاى(28/نوح)
و چون سلام دهد ده مرتبه بگويد :
رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً
«پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خُردى پروردند. » (24/اسراء)
منبع كتاب مفاتيح الجنان

صداى محمد ( ص )
از شعلههاى صحراى سوزان جزيره فروغى تابناك در چشمانش .
از گسترش بىپرده ريگهاىبيابان در زير درخشش آفتاب صراحتى بر لبانش .
و از باغهاى سرسبز مدينه و درختان طائف و از جلگههاى شناور در فضاى حجاز كه گويى جزيرههائى پراكنده در دريائى از ريگ است در زير مهتاب ،
قطراتى از شبنم در دل و نرمى و محبت و وداد در خونش .
از وزش گردبادهاى طوفانى ، انقلابى در خيالش .
از بيان شعر و نور ملكوتى آسمانى جذابيتى در زبان و نورى فروزان در روحش .
از صدق تصميم و كلمه اللّه قاطعيتى در شمشير و رسالهاى بدستش .
اينست محمد بن عبد اللّه ( ص ) پيامبرى كه از عرب ظهور كرد ، شكننده بتهائى كه انسان را از برادرش انسان دور كرده بود بتپرستى مال ،بتپرستى عادات پوسيده ، بتپرستى نژادى كه انسانها را از هم شكافته بود .
بعثت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از ديدگاه علي (عليه السلام)
انگيزه بعثت
امير المؤمنين عليه السّلام انگيزه بعثت انبياء عموما و پيامبر اسلام را خصوصا در چند مورد از سخنانش مطرح فرموده است :
( و خداوند پيامبران خدا را پشت سر هم براى آنان فرستاد ، تا مردم را به اداى پيمان فطرى كه با آفريدگارشان بسته بودند ، وادار نمايند ، و نعمت فراموش شده او را بيادشان بياورند و با تبليغ دلائل روشن بآنان احتجاج نمايند و حقائق مدفون در عقول را براى آنان برانگيزانند و آيات قدرت الهى را براى آنان ارائه نمايند . . . )
( خداوند او را [ پيامبر را ] مبعوث فرمود با دين مشهور و علامت ثابت شده و كتاب مسطور و نور فروزان و روشنائى درخشان و امرى آشكار و جدا كننده حقّ و باطل ، براى منتفى ساختن اشتباهات و احتجاج بوسيله دلائل روشن و بر حذر داشتن بوسيله آيات الهى و ترسانيدن با بيان عذابهائى كه گذشتگان را در خود فرو برده بود .
( خداوند متعال محمّد صلّى اللّه عليه و آله را مبعوث بر حقّ فرمود ، تا بندگانش را از پرستش بتها بر كنار و به پرستش خود و از اطاعت شيطان باطاعت خود وادار نمايد ، بوسيله قرآنى كه آنرا بيان و تحكيم فرمود ، تا بندگان به پروردگار خود پس از آنكه جاهل به او بودند عالم شوند ، و پس از نفى به او اقرار ، و پس از انكار او اثباتش كنند . پس خداوند سبحان در كتابش با ارائه قدرتش و تهديد از غضبش بآنان تجلّى نمود ، بدون اينكه او را ببينند . )
( خداوند بوسيله او شهرها را پس از گمراهى تاريك و جهالت فراگير و خشونت سخت روشن ساخت بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم موقعى بود كه مردم حرام را حلال و حكيم را ذليل تلقّى مينمودند ، در روزگارى خالى از پيامبران و شرايع زندگى ميكردند و در حال كفر ميمردند . )
نتيجه بعثت
(خداوند متعال بوسيله آن پيامبر شرايع مجهول را آشكار كرد و بدعتهائى را كه در متن دين الهى همان دين كه از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام براى مردم تبليغ گشته داخل شده بود ، بوسيله آن حضرت ريشه كن كرد و احكام تفصيل يافته در اسلام را بوسيله او تبيين فرمود . )
( پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در راه خدا ، در برابر كسانى كه از خدا رويگردان شده و از او عدول كرده بودند ، مجاهدت فرمود تا اينكه آن پيامبر عظيم الشّأن مشعلى براى كسى كه روشنائى ميجويد ، شعلهور ساخت و علامتى براى كسيكه مركب خود را از حيرت متوقّف ساخته و بسته است بر افروخت . )
( پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به يارى كسانى كه او را اطاعت مىكردند با كسانى كه او را نافرمانى مينمودند به پيكار برخاست ، آنانرا بطرف راستگارى مىراند ، آن بزرگوار براى نجات آنان پيش از آنكه قيامت يا مرگشان فرا رسد و ضعيف را ناتوان كند و شكسته از كار بيفتد پيشدستى ميفرمود . پيامبر اكرم براى اصلاح انسان ايستادگى ميفرمود تا او را به هدف نهائيش برساند ، مگر آن تباه شده را كه خيرى در وى نبود . . . )
پيامبر عظيم الشّأن صلّى اللّه عليه و آله در خير انديشى و خيرخواهى براى مردم تأكيد فرمود و حركت در طريق دين الهى نمود و مردم را با حكمت و موعظه نيكو دعوت فرمود . )
( پيامبر اسلام پس از بعثت ، رسالت را اعلان و مردم را به طريق روشن و مستقيم دلالت فرمود و علامتهاى هدايت و منار روشن را اقامه نموده و طنابهاى اسلام و دستاويزهاى ايمان را محكم فرمود . )
( پيامبر اكرم پس از بعثت قيام بحقّ فرمود و مردم را تربيت و آنان را هدايت به رشد و به اقتصاد ( ميانه روى ) دستور فرمود درود و سلام خدا به او و دودمانش باد . )
کودکان اسراییلی برای کودکان لبنانی یادگاری مینویسند
و چه یادگاری های زیبایی

برای دیدن اندازه اصلی بر روی عکس ها کلید کنید
خاطرات دکتر چمران از لبنان
مصطفى چمران به درستى به شيعيان لبنان و پيوندهاى ايران و لبنان اشاره مى كند: «مقدس ترين پايگاه تشيع در عالم جبل عامل است. اولين مركز جوشان تشيع در عالم اين منطقه است. نخستين بار اباذر غفارى اسلام را به جبل عامل برد و مهر و محبت آل بيت را در دل مسلمانان اين منطقه به وديعه گذاشت و از همان روزگار نخستين بزرگترين دانشمندان و نويسندگان شيعه در اين مركز و در اين محل نشو و نما يافتند... جبل عامل مركزى براى بزرگترين دانشمندان عالم تشيع بوده است. كشور ما شيعه است اما ريشه تشيع در جبل عامل است يعنى اگر خداى ناكرده ريشه جبل عامل را قطع كنند به مثابه آن است كه ريشه تشيع را از عالم قطع كرده اند... اين جبل عامل همانند قدس و فلسطين براى ما شيعيان مقدس و محترم است و چه خون ها براى اين جبل عامل ريخته شده و چه مبارزه ها و سختى ها و مرارت ها براى آن تحمل شده است.»
کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا
کانون فرهنگی هنری غدیر مسجد ایزدی نوغاب
کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا
امروز كسي از دنباله هابيل از دنباله يحيي ، از دنباله تمامي خون هاي به نا حق ريخته شده در ميان نعره هاي مستانه قابيليان زمان براي تشنگي تاريخ جان مي دهد . خوني كه براي بقاي تاريخ در شريان هاي هابيل آغاز شده و تا آخرين مظلوم عالم ادامه پيدا خواهد كرد امروز از رگ هاي حسين براي اين درس كه نبرد حق و باطل جزء لا ينفك تاريخ اند به زمين ريخته مي شود . كل يوم عاشورا كل ارض كربلا
عصر شمر و عصر يزيد ديگر تمام شده بايد يزيدهاي زمان ،شمر هاي زمان را شناخت . بايد با هر چه كه غير خدا است مبارزه كرد . وقتي كه در زيارت عاشورا مي خوانيم " اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم " منظور شخص يزيد و ابن مرجانه نيست . منظور هر سدّي است كه در مسير و جريان عدالتخواهي و حقيقت قرار مي گيرد . وقتي ضد ارزش ها به ارزش تبديل شده و ارزش ها به ضد ارزش تبديل مي شوند، درنگ جايز نيست. امام حسين بلافاصله پس از اطلاع از ادعاي يزيد بر حكومت نهضت خود را آغاز كرده و كوچكترين فرصتي را براي ادامه نهضت از دست نداد و ترك احرام كرد . آري مهمترين درس عاشورا حركت در برابر ظلم و بي عدالتي است . آيا ما توانسته ايم در زندگي روزمره در برابر يزيدهايي كه به شكل هاي مختلف جلوه گر مي شوند به پا خيزيم ؟ َشمر يك مرد زشت سرخ پوش نيست شمر مي تواند يك تعصب كوركورانه محلي و قومي باشد كه در مسير اصلاح جامعه قرار مي گيرد. وقتي تعصب و علاقه شخصي ما در مسير زندگي اجتماعي ساير مردم قرار مي گيرد قلب ما يزيدي شده است . وقتي سيم و زر و حكومت هاي زمان را بر امور مردم ستمديده ترجيح مي دهيم قلب ما يزيدي شده است .
امام حسين بزرگترين اصلاح طلب تاريخ است كه بيشترين بها را در اين راه ارزاني داشته ، گريستن بر مصائب كربلا ساده ترين كار ممكن است ، صرف گريستن دِيني از گردن ما برداشته نمي شود وظيفهء ما درك مصيبت واقعي كربلا است . علت يابي اين كه چه مي شود كه در كمتر از يك قرن حكومت اسلامي ، درباري مي شود شُرب خَمر علني مي شود و هزار مصيبت ديگر . به راستي علت اين مصائب چيست ؟ يكي از اين علت ها ناداني مردم و سادگي آن ها بود كه امروز هم گريبان گير جوامع اسلامي است . چرا ما مسلمانان نمي توانيم در مورد يزيد زمان اسرائيل و آمريكا اقدامي بكنيم در حالي كه بيشترين جمعيت جهان را تشكيل مي دهيم .
درك نكردن و استفاده اشتباه از عبرت هاي عاشورا شايد از خود اين مصيبت غم انگيز تر باشد . همين عزاداري هاي خودمان در چند سال گذشته را به ياد بياوريد . مردم عزيز حتما به ياد دارند كه جرقه جمع آوري كمك هاي مردمي براي بازسازي حمام محل از كجا بود ، از همين عزاداري ها و مساجد بود . اما عليرغم همه شكوه و احترامي كه در هيات وجود دارد آفتهايي اين نهاد مدني مقدس را تهديد مي كند كه از آن جمله مي توان افزوده شدن بر تعداد هيأت ها را نام برد كه صرفا كمي بوده كه اين از لحاظ معيار هاي عاشورايي و مدني به هيچ وجه جايگاهي ندارد. از ديگر مشكلاتي كه در حاشيه عزاداري ها وجود دارد اين است كه ما متاسفانه گاهي كاري مي كنيم كه به صورت ضمني نشان مي دهيم از عزاداري خود هيچ دركي نداشته ايم ، ما براي كسي بر سر و سينه مي زنيم كه براي نماز ، براي شعائر ديني به شهادت رسيده است حال موقع نماز به اسم عزاداري او مزاحم برگزاري نماز مي شويم . اين چه عزاداريي است ؟ اگر اين موارد ادامه پيدا كند خود يك يزيد و شمر مي شود كه بايد حس عاشورايي دروني ما با آن به مبارزه برخيزد .
آري ، حق و باطل ، خير و شر ، حسين و يزيد در تمامي لحظات زندگي ما جريان دارند ، حسيني شدن ، كوفي شدن ، يزيدي شدن ، با خود ما و آمادگي معنوي ما است .
السلام ُ علي المقطوعِ الوَتين
سلام بر كسي كه رگش قطع شد
السلام ُ علي الخدِّ التَّريب
سلام بر گونه به خاك آلوده شده
السلام ُ علي البدنِ السَّليب
سلام بر بدني كه لباسش غارت شده
السلام ُ علي الراسِ المرفوع
سلام بر سري كه بر بالاي نيزه رفته
السلام ُ علي مَن أَريقَ بالظلمِ دَمُه
سلام بر كسي كه خونش به ظلم ريخته شد
زيارت ناحيه مقدسه (مرثیه امام زمان در سوگ جد بزگوارشان امام حسین علیه السلام)
وظايف و مسووليت هاي منتظر واقعي
منتظر واقعي :
1- بايد نسبت به محبوب منتظَر و امام شناخت كاملي پيدا كرده و با درك ارزش و عظمت او خود را تشنه وجودش نمايد.
2- بايد قلب خود را سرشار از محبت وارادت و اخلاص به او نمايد.
3- بايد از لحاظ روحي – فكري – عملي – تقوا – اخلاق و ... خود را با امام هماهنگ نمايد.
4- بايد به فكر گسترش ياران و منتظران و تقويت ارتباط و سازماندهي آن ها باشد.
5- بايد در زمان انتظار محبوب از دعاي مداوم و زياد براي تعجيل در فرج غفلت نكند.
6- بايد نيامدن و نديدن محبوب را از راه هاي ديگر مانند خواندن نامه ها ، سخنان آن حضرت ، دعاي ندبه ، زيارت آل ياسين ، دعاي عهد ، حضور درمكان هايي همچون مسجد مقدس جمكران جبران و ارتباط خود را حفظ نمايد .
7- بايد با ذكر احاديث ، كرامات و عنايات بسيار امام، به ياد ايشان بوده و به زنده نگه داشتن نام او اهتمام ورزد.
8- براي سلامتي او در دادن صدقه حواله كردن ثواب هايي چون ختم قرآن نماز هاي مستحبي ، ذكر صلوات ، و با هديه اين اذكار به ارواح ائمه اطهار خصوصا پدر و مادر آن حضرت كوتاهي نكند.
9- با مطالعه ، مباحثه و افزايش آگاهي درباره شبهاتي مانند طول عمر امام ، آثار وجودي و... ، پاسخ مناسب يافته و با رفع شبهه به مبارزه با شبه افكنان اقدام نمايد .
10- اميدواري به ظهورش را در خود تقويت نموده و به ديگران نيز اميد دهد .
11- آمادگي دائمي رزمي براي جهاد در ركاب حضرت (ع) در خود ايجاد نمايد .
12- در غيبت امام و براي فراهم كردن زمينه ظهورش از نايب آن حضرت اطاعت نموده و پشت سر او حركت نمايد .
اللهم ارني الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة و الكحل ناظري بنظره مني اليه وعجل فرجه
خدايا به من بنما آن چهره زيبا و ارجمند را و پيشاني درخشان ونوراني را و سرمه وصال ديدارش را به يك نگاه بديده ام بكش و شتاب كن در فرجش
دعای عهد
سخن آخر
امروز بار دیگر عطر شهادت, شمه هایی از روایح کربلا در همین نزدیک خودمان بر مشام می رسد . امروز فرشتگان مقرب خدا بار دیگر خاک زیر پای شما عزادارن پسر فاطمه را بوسه گاه خود قرار داده و بندگان گنه کار خدا ,خدا را به آن قسم می دهند و از آن شفاعت می خواهند . امروز بار دیگر آمده ایم که دستی مردانه با یاران دیروز بدهیم . و فکری برای فردایمان بکنیم .
بی مقدمه می گویم چرا امروز به جای یک هیات چند هیات در کنار شهدا هستند ؟ چرا دو مراسم تعزیه خوانی ؟ بیایید برای سال بعد هر روز یک مراسم تعزیه برگزار کنیم که امام را خوشحال تر کنیم . روح و اساس عزاداری همین است ؟ به راستی فلسفه عزاداری چیست ؟ چه درسی به نسل فردا داده ایم ؟
شهید مطهری در این خصوص می گویند : نگذارید حادثه کربلا فراموش شود . حیات , زندگی , انسانیت و شرف شما به این حادثه بستگی دارد به این وسیله می توانید اسلام را زنده نگه دارید . هر چه ما در راه عزاداری امام حسین کوشش کنیم , درست است به شرط آن که هدف و فلسفه آن را تشخیص دهیم اما متاسفانه عده ای این را نشناخته اند . خیال کردند بدون این که مردم را به مکتب حسین آشنا کنند به فلسفه قیام حسین آشنا کنند , مردم را عارف به مقامات حسینی کنند , همین که آمدند نشستند , نفهمیده و ندانسته گریه کردند کفاره گناهان است .
وقتی ما در مجالس امام حسین که در پوست و خون ما ایرانیان جای دارد نتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم چه امیدی به سایر عرصه های اجتماع است اصلا ما دور هم جمع شدیم که یاد بگیریم چگونه با هم کار کنیم ؟ چگونه قدمی برای اصلاح خانواده در وهله اول , بعد محل , بعد کشورمان برداریم ؟ ما آمده ایم که از هیئت به عنوان یک مدرسه مقدس , از مسجد به عنوان خانه خدا اجتماعی شدن را بیاموزیم . بیامویم که درد یکدیگر را چگونه گوش کنیم . من باید به حال خودم گریه کنم وقتی از مسجد بیرون می آیم و هیچ چیز به اندوخته های معرفتی خود نافزوده ام . وقتی بیرون می آیم و برای مردم انواع و اقسام ژست هدیه می آورم , یعنی از این مکتب حسینی هیچ نیاموخته ام یعنی هیچ فرصت و قابلیتی در من برای حل مشکلات مردم که نسبت به آن ها نزد خدا مسوولم به وجود نیامده همین عزیزانی که امروز میزبان ما هستند مطمئنا جز برای اسلام و مردم وناموس , به این مقام رفیع نرسیده اند . برادران سکاندار کشتی عزاداری اباعبدا...! بیایید کمی باز تر به مسائل محل نگاه کنیم . این یک شکست است که برنامه های عزاداری محل , روند رو به رشدی در کمیت در پیش گرفته و در طرف مقابل کیفیت آن ؟... کمرنگ شدن ارزش های علمی , کاهش آمارقبولی کنکوِر محل که از لحاظ استعداد و ظرفیت ها بی نظیر است , نشانه چیست ؟ من مسوولم من که نتوانستم از این هیات برای هدایت وکنترل استعداد ها استفاده کنم فردای قیامت نمی توانم از امام حسین طلب شفاعت کنم . قصد ما خط بطلان کشیدن به این برنامه های مقدس نیست , بلکه استفاده درست تر و فرصت شناسی بهتر در این قالب ها است . شما به روحیه انفاق و بخشش مردم در این روزها توجه کنید . چه قدر مردم ما مخلصانه و با شور کمک می کنند . این یکی از ویژگی های ممتاز محل است که در محل های نزدیک ما هم شاید وجود نداشته باشد , حال ما اگر از این ها برای ادعیه هفتگی صرفا استفاده کردیم کار شاقی نکردیم , اگر از آن توانستیم برای بهبود اوضاع معیشتی و فرهنگی محل استفاده کنیم هنر کرده ایم.
در پایان از خدا بار دیگر می خواهیم که به ما توفیق درک ارزش های مکتب حسین را بدهد و به ما بیاموزد که نمی توانیم انتظار ظهور امام زمان را تنها در مسجد بالا و پایین بکشیم . خدایا به ما بیاموز که دینمان وسیله نانمان نباشد . خدایا تو را به این سینه ها وشانه های کبود قسم می دهیم , که ما را از کسانی قرار مده که مردم و نسل جدید را نسبت به دین بدبین و دل آزرده می کنند, از کسانی که برای دین و برخی از چیزهای ظاهری حرمت افراد , رفاه وآرامش افراد را زیرسوال می برند. خداوندا از تو می خواهیم که خلوت ما را برای تفکر و عبادت خویش قرار دهی نه مأمنی برای گناه .خدایا از درگاه تو شفا برای جانبازان عزیز , خواستاریم و قاصدکی خبررسان از تنها جوان شهر که ان شاءا... با آمدنش بوی بهار خواهد آمد از امتی که همین شهید ها را پروراند .
تحلیل روحیه قاتلین سید الشهدا
تحلیل روحیه ی اعوان ابن زیاد کار آسانی نیست . ایا واقعا این ها به اصول اسلام مومن نبودند ؟ و یا به اسلام مومن بودند ولی خیال می کردند امام حسین(ع) طاغی و یاغی است .و خارج برامام وقت است و به حکم اسلام باید با او جهاد کرد ؟ همان طور که عمر سعد می گفت : یا خَیل َ ا... اِرکَبی , و.بالجنهِ ابشِری , و یا این که صرفا طمع و حرص بر دنیا بوده و یا صرفا جهالت و نادانی و عدم تشخیص بوده ؟ ظاهرا این است که عموم آن ها خالی از یک نوع ایمان عامیانه نبوده اند , یعنی در سرّ ضمیر کافر و منکر اسلام و امام حسین(ع) نبوده اند ؟ اما روسای آن ها کرو کور رشوه و مقام بودند همانطوری که آن مرد به امام حسین گفت :" اما روساوُهم فقد اُعظِمَت رشَِوَتهم و مُلِئت غرائِرُهم ," و این هم یک معمای عجیبی است در روح فرزند آدم که با عقیده خود مبارزه می کند و عملی می کند به حکم حرص و آز و دنیا پرستی که با عقیده و ایمان خودش سازگار نیست . مثلا در زمان ما کسانی هستند که واقعا نماز می خوانند روزه می گیرند و یک نوع علاقه ای به قرآن دارند و در عین حال خادم اجانبند و حوادثی نظیر حمله به مدینه یا حمله مغول به وجود می آ ورند مثل این که بین عقیده و عملشان فصل واقع شده و به یا عبارت دیگر تعدد شخصیت پیدا می کنند . و اما مرؤوسین صرفا تابع روح تقلید و تبعیت کورکورانه از روسا بودند . رَبنا اِنا اَطعنا سادَتنا و کبرائنا فاَضلونا .
خلاصه این که قلوبهم معک و سیوفهم غدا مشهوره علیک در کربلا وجود داشته به عقیده عقاد هر دو طرف عقیده و ایمان به آخرت داشته اند ولی عقیده وایمان دریک طرف در روحی موجود بوده کریم و بزرگوار و در یک طرف دیگر لعین و پست آن ها بالطبیعه ایده آلیست و صاحب هدف بوده و این ها بالطبیعه منفعت پرست .
عاشورا از نگاه دیگران
تجلی حماسه عاشورا
ناپلئون بناپارت درباره یکی از ساده ترین جلوه های قیام امام حسین می گوید:" ما باید برای برپایی یک همایش اجتماعی یا سیاسی ده ها هزار کارت چاپ کنیم و با چه زحماتی آن کارت ها را به اشخاص برسانیم از این گذشته , از ده ها هزار نفر , تنها هزار نفر حاضر می شوند و کار نا تمام می ماند ولی مسلمانان و شیعیان با نصب یک پرچم سیاه بر سر در یک خانه می گویند : " ما می خواهیم برای حسین عزیزمان گریه کنیم" , ده ها هزار نفر در ظرف دو ساعت در مجلس جمع می شوند و همه مسائل اجتماعی سیاسی خود را در این مجلس حل و فصل می کنند . این یکی از فواید قیام امام حسین (ع) است .
حسین(ع) پیشاهنگ پیروزی
مهاتما گاندی : من زندگی امام حسین(ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و وتوجه کافی به صفحات کربلا کرده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز باشد باید از سرمشق امام حسین (ع) تقلید کند .
مکتب مصلح ساز
هربرت اسپنسر:" بزرگترین آرمان نیکان این است که در آدم سازی شرکت کنند , یعنی مکتب صالح سازی بیاورند , مکتب حسین(ع) نه تنها مکتب گناهکار سازی نبود , از صالح سازی هم بالاتر بود .مکتب مصلح سازی است ."
عاشورا در سرزمین های دور
کانادا: هر سال در شهر های مختلف کانادا , در دهه اول محرم , مراسم سوگواری سیدالشهدا (ع) برگزار می شود . یکی از ابتکارات شیعیان در راستای بزرگداشت قیام حسینی در کانادا نصب پوسترها یی در معرفی امام حسین و قیام عاشورا در وسائل نقلیه عمومی شهر تورنتو بود.
آلمان : بزرگترین جامعه مسلمانان شیعه در آلمان در شهر هامبورگ قرار دارد . هر سال مراسم عاشورا در مرکز اسلامی هامبورگ با شرکت عده کثیری برگزار می شود . و روزهای تاسوعا و عاوشورا در این مرکز علاوه بر سخنرانی مراسم عزاداری و سینه زنی هم برگزار می شود
امروز بار دیگر عطر شهادت, شمه هایی از روایح کربلا در همین نزدیک خودمان بر مشام می رسد . امروز فرشتگان مقرب خدا بار دیگر خاک زیر پای شما عزادارن پسر فاطمه را بوسه گاه خود قرار داده و بندگان گنه کار خدا ,خدا را به آن قسم می دهند و از آن شفاعت می خواهند .
امروز بار دیگر آمده ایم که دستی مردانه با یاران دیروز بدهیم . و فکری برای امروز و فردایمان بکنیم .
بی مقدمه می گویم چرا امروز به جای یک هیات چند هیات در کنار شهدا هستند ؟ چرا دو مراسم تعزیه خوانی ؟ بیایید برای سال بعد هر روز یک مراسم تعزیه برگزار کنیم که امام را خوشحال تر کنیم . روح و اساس عزاذاری همین است .
به راستی فلسفه عزاداری چیست ؟ چه درسی به نسل فردا داده ایم ؟
شهید مطهری در این خصوص می گویند :نگذارید حادثه کربلا فراموش شود . حیات , زندگی , انسانیت و شرف شما به این حادثه بستگی دارد به این وسیله می توانید اسلام را زنده نگه دارید . هر چه ما در راه عزاداری امام حسین کوشش کنیم , درست است به شرط آن که هدف و فلسفه آن را تشخیص دهیم اما متاسفانه عده ای این را نشناخته اند .خیال کردند بدون این که مردم را به مکتب حسین آشنا کنند به فلسفه قیام حسین آشنا کنند , مردم را عارف به مقامات حسینی کنند , همین که آمدند نشستند , نفهمیده و ندانسته گریه کردند کفاره گناهان است ؟
وقتی ما در مجالس امام حسین که در پوست و خون ما ایرانیان جای دارد نتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم چه امیدی به سایر عرصه های اجتماع است اصلا ما دور هم جمع شدیم که یاد بگیریم چگونه با هم کار کنیم ؟ چگونه قدمی برای اصلاح خانواده در وهله اول بعد محل بعد کشورمان برداریم ؟ ما آمده ایم که از هیئت به عنوان یک مدرسه مقدس از مسجد به عنوان خانه خدا اجتماعی شدن را بیاموزیم . بیامویم که درد یکدیگر را چگونه گوش کنیم . من باید به حال خودم گریه کنم وقتی از مسحد بیرون می آیم و هیچ چیز به اندوخته های معرقتی خود نیافزوده ام . وقتی بیرون می آیم و برای مردم انواع و اقسام اخم هدیه می اورم , یعنی از این مکتب حسینی هیچ نیاموخته ام یعنی هیچ فرصت و قابلیتی در من برای حل مشکلات مردم که نسبت به ان ها نزد خدا مسوولم به وجود نیامده . همین عزیزانی که امروز میزبان ما هستند مطمئنا جز برای اسلام و مردم وناموس , به این مقام رفیع نرسیده اند .
برادران سکاندار کشتی عزاداری اباعبدا...! بیایید کمی باز تر به مسائل محل نگاه کنیم . این یک شکست است که برنامه های عزاداری محل روند منکثری در پیش گرفته , کمرنگ شدن ارزش های علمی , کاهش آمارقبولی کنکور محل که از لحاظ استعداد و ظرفیت ها بی نظیر است , نشانه چیست ؟ من مسوولم من که نتوانستم از این هیات برای هدایت وکنترل استعداد ها استفاده کنم فردای قیامت نمی توانم از امام حسین طلب شفاعت کنیم . قصد ما خط بطلان کشیدن به این برنامه های مقدس نیست , بلکه استفاده درست تر و فرصت شناسی بهتر در این قالب ها است . شما به روحیه انفاق و بخشش مردم در این روزها توجه کنید . چه قدر مردم ما مخلصانه و با شور کمک می کنند . این یکی از ویژگی های ممتاز محل است که در محل های نزدیک ما هم شاید وجود نداشته باشد , حال ما اگر از این ها برای ادعیه هفتگی صرفا استفاده کردیم کار شاقی نکردیم , اگر از آن توانستیم برای بهبود اوضاع معیشتی و فرهنگی محل استفاده کنیم هنر کردیم.
در پایان از خدا بار دیگر می خواهیم که به ما توفیق درک ارزش های مکتب حسین را بدهد و به ما بیامزد که نمی توانیم انتظار ظهور امام زمان را تنها در مسجد بالا و پایین بکشیم . خدایا به ما بیاموز که دینمان وسیله نانمان نباشد . خدایا تو را این سینه ها وشانه های کبود قسم می دهیم , که مردم و نسل جدید را نسبت به دین بدبین و دل آزرده نکنیم , برای دین و برخی از چیزهای ظاهری حرمت افراد , رفاه وآرامش افراد را زیر سوال نبریم .
ما كه امروز اين نظام اسلامي را لمس مي كنيم و بركات آن را از نزديك مي بينيم . بيشتر از اسلاف خود قدر نهضت حسيني و معناي آن را درك مي كنيم و بايد بكنيم . آن بزرگوار براي چنين چيزي حركت كرد . آن بزرگوار براي همين قيام كرد كه رژيم هاي فاسد و مخرب انسان و دين و ويرانگر صلاح در جامعه نباشند و نظام اسلاميو الهي و انساني و مبني بر صلاح در جامعه استقرار پيدا كند .
مقام معظم رهبری
هادي ساعي چوانمردترين ورزشكار جهان در خاطرات خود مي گويد : بهترين خاطره ام به مسابقات جهاني ليون فرانسه در سال 2000برمي گردد . وقتي فهميدم مسايقه ي من در روز عاشورا برگزار مي شود . نيرو و روحيه ي مضاعفي پيدا كردم .و دلم خيلي روشن بود و احساس مي كردم امام حسين (ع) به من كمك مي كند . اتفاقا آن مسابق را بردم و طلا گرفتم و تيم ملي ايران نيز به بركت امام حسين (ع)موفق شد در آن مسابقات براي اولين بار به مقام قهرماني تكواندوي جهان دست يابد . ما همه حسيني هستيم،ما بازيكنان ،سرپرستان و مسولان و … تكواندو همگي به امام حسين (ع) ارادت خاصي داريم . مي دانستيم كه در آن روز هاي عزيز امام حسين (ع)كمكمان مي كند .
مدرسه حسيني مدرسه آراستن سپاه عقل است و رويارويي با سپاهيان جهل ؛ و حسين (ع)سالار سپاهيان عقل است :
نور در برابر ظلمت ، بصيرت در برابر حماقت ،معرفت در برابر جهالت ، عزت در برابر ذلت ،محبت در برابر عداوت ،فضيلت در برابر رذيلت ،خدمت در برابر خيانت ، حريت در برابر رقيت ،هدايت در برابر ضلالت ، سعادت در برابر شقاوت .
وظيفه مردم در رويارويي با انحرافات عزاداري ها چيست ؟
شهيد مطهري در اين خصوص مي فرمايند :در همه اين موارد مردم مشوولند . يعني شما مردمي که در روضه خواني ها شرکت مي کنيد , هيچ خيال نم ي کنيد که در اين قضيه مسوول هستنيد, بلکه فکر مي کنيد که مسوول فقط گويندگان هستند . دو مسوليت بزرگ مردم دارند ؛ يکي اين که نهي منکر بر همه واجب است . وقتي مي فهمند و مي دانند که اغلب هم مي دانند که دروغ است , نباد در آن مجلس بنشينند که حرام است و بايد مبارزه کنند . وديگر از بين بردن تمايلي است که صاحب مجاس ها و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به اصطلاح مجلس بايد بگيرد , بايد کربلا شود . روضه وان بيچاره مي بيند که اگر هر چه مي گويد راست و درست باشد آن طور که شايدو بايد مجلس نمي گيرد و همين مردم دعوتش نمي کنند ,ناچار يک چيزي اضافه مي کند . مردم بايد اين انتظار را از سر خود بيرون کنند و با رفتارشان آن روضه خواني را که مي ميراند و مجلس رات کربلامي کند تشويق نکنند . کربلا ميکند يعني چه ؟!مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان , سطح فکرشان بال بيايد و بدانند که اگر روحشان در يک کلمه اهتراز پيدا کرد , يعني با روح حسين بن علي (ع) هماهنگ شد و در نتيجه اشکي و لو ذزه اي , از چشمشان بيرون آمد واقعا مقام بزرگي است . اما اشکي که از راه قسابي کردن از چشم بيرون بيايد اگر يک درياهم باشد ارزش ندارد .
نمونه ای از تحزیفاتی که در وقایع عاشورا که یکی از معروفترین قضایا شده است و حتی یک تاریخ هم به آن گواهی نمی دهد قضیه لیلا مادر علی اکبر است . البته ایشان مادری به نام لیلا داشتنه اند , ولی یک مورخ هم نگفته که لیلا در کربلا بوذه است . اما ببینید که چه قدر ما روضه ی لیلا و علی اکبر داریم ؟ روضه آمدن لیلا به بالین علی اکبر .
می گویند وقتی علی اکبر به میدان رفت , حضرت به لیلا فرمود که از جدم شنیدم که دعای مادر در حق فرزند مستجاب است , برو در فلان خیمه خلوت موهایت را پریشان کن , در حق فرزندت دعا کن شاید خداوند این فرزندمان را سالم به ما برگرداند ! اولا لیلائی در کربلا نبوده که چنین کند . ثانیا اصلا این منطق , منطق حسین نیست . منطق حسین در روز عاشورا , منطق جانبازی است . تمام مورخین نوشته اند که هر کس اجازه می خواست , حضرت به هر نحوی که می شد عذری براتیش ذکر کند ,ذکر می کرد.به جز برای علی اکبر که فاستاذَنَ فی القتالِ اَباهُ فاذِنَ لَه . یعنی تااجازه خواست , گفت برو . حال چه شعر ها که سروده نشد ! از جمله این شعر که می گوید :
خیز ای صحرا از این صحرا رویم اینک بسوی خیمه لیلا رویم
|
|